ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

247

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

به سال 1138 / 533 ه . در گذشته 4 ولى رصدهاى اساسى او به سال 1132 بازمىگردد . 5 كتاب اساسى وى به نام منتهى الإدراك فى تقاسيم الأفلاك چنان كه از عنوان آن نيز پيداست رنگ نجومى دارد . بايد فقط دربارهء مضمون كلّى و پاره‌هاى منقول آن قضاوت كنيم ، زيرا نسخه‌هاى خطى كتاب هنوز چاپ نشده و نالينو و ويدمن دربارهء آن مطالعه كرده‌اند . ظاهرا كتاب مدّتى دراز در مشرق شهره بوده ، زيرا حاجى خليفه تحليلى مختصر از مندرجات آن دارد كه به احتمال قوى از روى خود متن بوده است . 6 كتاب داراى سه مقالهء اساسى است كه اوّلى از تركيب و حركت افلاك سخن دارد ، مقالهء دوّم از شكل زمين و تقسيم آن به معمور و غير معمور و تعيين نقاط جغرافيايى به ترتيب خط طول و عرض بحث مىكند ، و سوّمى از تقويمهاى مختلف و شكل گروههاى سيارگان گفت و گو دارد . 7 فصل دوّم از مقالهء دوّم كه از درياها سخن مىكند ، از لحاظ جغرافياى توصيفى اهمّيّت خاص دارد . اين فصل را نالينو با ترجمهء لاتينى آن چاپ كرده است . 8 طبعا فصل مذكور جزو ميراث جغرافياى نجومى است كه در يكى از فصول پيش ، هنگام نقل ترجمهء يك قطعه از بتّانى ، از آن گذشتيم ؛ ولى رسالهء خرقى كاملا هماهنگ آن نيست . جالب آنكه خرقى تعدادى از روايات خويش را از جيهانى گرفته و بلكه همين فصل را با مطلبى از او آغاز مىكند . 9 در واقع خرقى دانشورى روايتگر است نه محقّق . قابل توجّه آنكه يك فصل را به « قبة الارض » اختصاص داده است . 10 بار تولد متوجّه شده كه در بعضى از موارد با بطلميوس رابطهء استوار دارد . 11 نظريّات نجومى وى استمرار نظريّات خازم از قرن دهم و ابن هيثم از قرن يازدهم است و چون اين دو در اروپاى قرون وسطا معروف بوده‌اند ، نام رسالهء خرقى در رسائل لاتينى قديم آمده است . 12 كتاب دوّم خرقى ، كه اگر تعداد نسخه‌هاى خطى آن را مقياس كنيم به شهرت كمتر از اوّلى نيست ، عنوانش التبصرة فى الهيئة است ، با كتاب اوّل ارتباط نزديك دارد ، و به منزلهء گلچينى از آن است ولى فقط به جنبهء نجومى بس مىكند و قسمتهاى مربوط به جغرافياى توصيفى را ، چون فصل مربوط به درياها ، نديده گرفته است . از ترجمهء مقدّمهء مقالهء اوّل 13 و دوّم 14 كه ويدمن كرده انديشه‌اى از آن مىتوان داشت . از لحاظ تكامل نوشته‌هاى جغرافيايى نيز اين كتاب آخرى كمتر از كتاب منتهى الإدراك با موضوع بحث ما ارتباط دارد . يك معاصر خرقى ، يعنى ابو القاسم محمود بن عمر زمخشرى ( 1144 - 1075 / 467 - 538 ه . ) ، 15 اديب و دانشور معروف ، نيز به خوارزم انتساب دارد و ما به گفت و گو از فرهنگ جغرافيايى كه البتّه نسبت به شخصيّت جامع او اهميت چندان ندارد بس مىكنيم . مقام و شهرت وى در معارف اسلامى به عنوان مفسّرى برجسته بنا بر مذهب معتزله ، نحوى ، لغوى ، و مؤلّف چند كتاب در نثر فنى است . تولّد و وفاتش به خوارزم بود . با آنكه يك پايش چوبى بود سفر